مریم آلا امجدی؛ شاعری که از حاشیههای زبان، مرکز ساخت
8 خرداد · · خواندن 3 دقیقه بعضی شاعران، در مرکز زبان میایستند و از آنجا جهان را روایت میکنند. بعضی دیگر، به حاشیهها میروند. به جاهایی که زبان میلغزد، سکته میکند، یا در خودش میپیچد. مریم آلا امجدی، از همین شاعران حاشیهنشین است. شاعری که بین دو زبان – فارسی و انگلیسی – و دو فرهنگ – ایرانی و ایرلندی – ایستاده و از این «بینابودگی»، شعری خلق کرده که منتقدان آن را «طنینانداز، تیزهوشانه، و عمیقاً انسانی» خواندهاند.
او در تهران به دنیا آمد، در دوبلین بزرگ شد، و اکنون در کورک ایرلند زندگی میکند؛ شهری که خودش در حاشیهٔ ادبیات انگلیسیزبان ایستاده، درست مثل خودِ او. و شاید همین موقعیت مرزی است که به شعرش، طعمی متفاوت بخشیده است.
از تهران تا دوبلین: کودکی در میان دو جهان
مریم آلا امجدی در سال ۱۳۶۳ در تهران به دنیا آمد. در کودکی، همراه خانوادهاش ایران را ترک کرد و راهی ایرلند شد؛ سرزمینی سرسبز که ادبیات در آن، مثل باران، بخشی از هوای تنفسی مردم است. او در دوبلین بزرگ شد، در مدرسهای که زبان رسمیاش انگلیسی بود، اما در خانه، فارسی حرف میزد. این دوزبانگی، برای او فقط یک مهارت نبود؛ یک «موقعیت وجودی» بود. موقعیتی که در آن، هیچ کلمهای هرگز کاملاً «در خانه» نیست.
خودش بعدها در مصاحبهای گفت: «من همیشه حس میکردم کلمات، چه فارسی و چه انگلیسی، یک جورهایی از من فرار میکنند. انگار که باید مدام دنبالشان میدویدم و وقتی میگرفتمشان، معنیشان کمی با آنچه در دیکشنری بود فرق داشت.»
شعری که از دل مهاجرت و فقدان برمیآید
مجموعه شعر امجدی، «در جستوجوی نیما» (Looking for Nima)، که در سال ۲۰۱۶ منتشر شد، بازتابی از همین حس بیخانمانی زبانی و جغرافیایی است. عنوان کتاب، اشارهای است به نیما یوشیج، پدر شعر نو فارسی، و همزمان، به جستوجوی یک «خانه» در زبان.
در این مجموعه، شعرها میان فارسی و انگلیسی در نوساناند. گاه یک سطر کامل فارسی، ناگهان با کلمهای انگلیسی قطع میشود. گاه یک شعر انگلیسی، ریتمی کاملاً ایرانی دارد. این آمیختگی، برای امجدی، یک «سبک» نیست؛ یک «سرنوشت» است.
منتقد ایرلندی، شیموس اُرورک، دربارهٔ شعر او نوشته است: «امجدی با ظرافت، مرزهای میان زبانها را محو میکند. شعر او، نقشهای است برای جهانوطنیِ جدید؛ جایی که تعلق، یک نقطهٔ ثابت نیست، یک حرکت مدام است.»
فراتر از شعر: ترجمه، پژوهش، و ساختن پل
امجدی فقط شاعر نیست. او مترجم و پژوهشگر ادبی نیز هست. او آثاری از شاعران کلاسیک و معاصر فارسی را به انگلیسی ترجمه کرده و تلاش نموده تا پلی میان سنت شعری ایران و مخاطب غربی بسازد. ترجمههایش از فروغ فرخزاد و سهراب سپهری، با دقتی شاعرانه انجام شده و برخی از آنها در نشریات معتبر ادبی منتشر گشتهاند.
او همچنین در دانشگاه کورک، در رشتهٔ ادبیات تطبیقی تحصیل کرده و پژوهشهایش بر شعر معاصر فارسی و نسبت آن با مدرنیسم اروپایی متمرکز است.
چرا مریم آلا امجدی مهم است؟
اهمیت امجدی، فقط در شعرهایش نیست. در موقعیتی است که او نمایندگی میکند. او صدای نسلی از ایرانیان مهاجر است که در «میانه» زندگی میکنند؛ نه کاملاً اینجا، نه کاملاً آنجا. اما به جای آنکه این میانهبودگی را یک فقدان ببینند، آن را به یک «قدرت» تبدیل کردهاند. قدرتی که از دل آن، میشود جهان را از دو پنجرهٔ متفاوت تماشا کرد.
شعر امجدی، مثل خودش، در حرکت است. میان دو زبان. میان دو فرهنگ. میان خاطره و فراموشی. و شاید به همین دلیل است که وقتی میخوانیمش، چیزی در ما تکان میخورد. چیزی که میگوید: «خانه، جایی نیست که در آن به دنیا آمدهای. خانه، جایی است که در آن، کلمات تو را میفهمند.»