وقتی سپیده میرزایی ورزقانی از مقاومت دارویی در سلول‌های سرطانی حرف می‌زند، درست مثل ناخدایی است که از صخره‌های زیر آب نقشه می‌خواند. صخره‌هایی که دیده نمی‌شوند، اما مسیر هر کشتی را عوض می‌کنند. صخره‌هایی که اسم کوچک‌شان MicroRNA است.

این بانوی پژوهشگر ایرانی، از نسل جدید دانشمندانی است که با تلفیق زیست‌شناسی سلولی و رویکردهای محاسباتی، دارد از دل پیچیده‌ترین بیماری قرن، راه فرار می‌سازد.

کودکی کنجکاو در هزارتوی علوم

سپیده میرزایی در سال ۱۹۸۹ (حدود ۱۳۶۸) در ایران به دنیا آمد. از همان کودکی علاقه‌اش به علوم تجربی و زیست‌شناسی شکوفا شد. خانواده‌ای که ارزش علم را می‌دانستند و ذهن جستجوگرش را پروبال می‌دادند. دبیرستان را که پشت سر گذاشت، مسیر آکادمیک را هدفمند ادامه داد تا جایی که امروز، از او به عنوان یکی از پراستنادترین پژوهشگران جوان ایران در حوزه بیولوژی مولکولی سرطان یاد می‌شود.

معماری در جهان RNA

داستان علمی او، یک داستان چندلایه است. تا به امروز، او بیش از ۷۰ مقاله علمی منتشر کرده که بیش از ۳۵۰۰ ارجاع گرفته‌اند. شاخص هرش (h-index) او ۱۱ است، عددی که برای یک محقق جوان در این حوزه بسیار قابل توجه است.

اما عدد و رقم فقط بخش کوچکی از ماجراست. میرزایی درست در نقطه‌ای ایستاده که زیست‌شناسی مولکولی به پزشکی بالینی می‌رسد. کار اصلی او چیست؟ فهم این معما که چرا سلول‌های سرطانی، پس از مدتی درمان، دیگر به داروها جواب نمی‌دهند.

او و تیم پژوهشگران همکارش، مسیرهای سیگنالینگ درون سلولی را موشکافی کرده‌اند؛ آن شبکه‌های پیچیده‌ای که مثل تابلوی راهنمایی یک شهر، به سلول می‌گویند کی رشد کند، کی تقسیم بشود و کی بمیرد. در سلول‌های سرطانی، این تابلوها به هم ریخته‌اند. و میرزایی آمده تا با دستکاری مولکولی، دوباره نظم را برقرار کند.

کلید خاموش و روشن کردن سرطان

در قلب پژوهش‌های او، یک پروتئین خاص به نام NF-κB نشسته است. این پروتئین مثل یک کلید اصلی در هسته سلول عمل می‌کند: بیش از ۴۰۰ ژن را تنظیم می‌کند. در حالت عادی، این پروتئین به ایمنی و بقای سلول کمک می‌کند. اما وقتی بیش‌ازحد فعال شود، به موتوری برای رشد، متاستاز و مقاومت دارویی سرطان تبدیل می‌شود.

میرزایی و همکارانش نشان داده‌اند که RNAهای غیرکدکننده، به‌ویژه microRNAها، می‌توانند مثل سوییچ‌هایی دقیق، فعالیت همین NF-κB را کنترل کنند، آن را مهار کرده و حساسیت سلول‌های سرطانی به داروهای شیمی‌درمانی را بازگردانند. برخی از این miRNAها NF-κB را خاموش می‌کنند، برخی دیگر مسیرهای فرعی‌اش را قطع می‌نمایند. نتیجه؟ توده سرطانی‌ای که دیگر نمی‌تواند از دست داروها فرار کند.

اما ماجرا اینجا تمام نمی‌شود. او علاوه بر miRNAها، روی lncRNAها و circRNAها هم کار کرده؛ مولکول‌هایی که مثل یک ارکستر پیچیده، با miRNAها همکاری یا رقابت کرده و در نهایت، مسیرهای تومورزایی را تغییر می‌دهند و می‌توانند اهداف درمانی جدیدی ارائه دهند.

اگزوزوم‌ها؛ پیک‌های نامرئی سرطان

یکی دیگر از خطوط پژوهشی میرزایی، مطالعه اگزوزوم‌هاست؛ وزیکول‌های ریزی به اندازه ۱۰۰ نانومتر که سلول‌ها از خودشان بیرون می‌دهند. این پیک‌های نامرئی، پروتئین، لیپید و اسید نوکلئیک را بین سلول‌ها جابه‌جا می‌کنند.

میرزایی نشان داده که اگزوزوم‌ها چطور می‌توانند ریزمحیط تومور را تغییر بدهند، سرعت تکثیر و مهاجرت سلول‌های سرطانی را بالا و پایین کنند، و حتی پاسخ تومور به رادیوتراپی و شیمی‌درمانی را تعیین کنند. جالب‌تر اینکه، بسته به محتوایشان، یک اگزوزوم می‌تواند یا باعث پیشرفت سرطان بشود یا جلوی آن را بگیرد.

نگاه او به این حوزه فقط نظری نیست. او و همکارانش دارند بررسی می‌کنند که چطور می‌شود از خود این اگزوزوم‌ها، به عنوان حامل‌های داروهای ضدسرطان استفاده کرد؛ نوعی تروجان مولکولی که دارو را دقیقاً به قلب توده سرطانی می‌رساند.

علامتی که جهان اسلام به آن سر تعظیم فرود آورد

ششم سپتامبر ۲۰۲۵ بود. تالار فرهنگستان علوم تهران مملو از دانشمندان و مقامات علمی جهان اسلام. جایزه مصطفی، معتبرترین جایزه علمی جهان اسلام، برای نخستین بار «مدال دانشمند جوان» را به محققان زیر ۴۰ سال اعطا می‌کرد.

و از میان ۱۰۰۲ پرونده علمی از سراسر جهان اسلام، در حوزه علوم زیستی و پزشکی، یک نام درخشید: سپیده میرزایی ورزقانی.

طرح او برای «تنظیم عوامل مقاومت دارویی در درمان سرطان بر اساس مسیرهای مولکولی»، از میان ۸۱ پرونده علمی در حوزه علوم زیستی و پزشکی و در رقابت با ۱۰۰۲ دانشمند، برگزیده شد.

علی‌اکبر صالحی، رئیس کمیته علمی جایزه مصطفی، در مراسم گفت: «تقدیر از دانشمندان جوان و ارج نهادن به دستاوردهای علمی و فناورانه آن‌ها، نه صرفاً یک ژست تقدیر، که یک سرمایه‌گذاری است؛ سرمایه‌گذاری‌ای که طلوع تمدن اسلامی را نوید می‌دهد».

این مدال، با حمایت دو دانشمند بزرگ جهان اسلام، پروفسور اوغور شاهین و پروفسور امید فرخزاد، پایه‌گذاری شده بود.

پشت صحنه یک کشف بزرگ

اما میرزایی در گفت‌وگو با خبرنگاران، پشت صحنه پژوهش خود را این‌طور توضیح داد: «چالشی که در بیماران سرطانی وجود دارد، مقاومت دارویی است. بیماران پس از دوره‌های درمانی، به داروهای شیمی‌درمانی مقاوم می‌شوند و حساسیت توده سرطانی نسبت به دارو کاهش پیدا می‌کند».

و بعد، کلید طلایی پژوهش را رو کرد: «نوآوری ما، شناسایی مسیرهای درون‌سلولی و مسیرهای سیگنالینگ سلولی است که در داخل بدن فعال می‌شوند. ما با تنظیم کردن و متوقف کردن این مسیرهای مولکولی، حساسیت سلول‌های سرطانی را به درمان بازگرداندیم».

مدل درمانی‌ای که میرزایی و تیمش ارائه داده‌اند، ترکیبی از داروهای ضدتومور و RNAهای تنظیمی است؛ مدلی که نه‌تنها رشد تومور را متوقف می‌کند، بلکه مقاومت دارویی را نیز در هم می‌شکند.

چرا کار او مهم است؟

اهمیت کار میرزایی در همین نقطه نهفته است: تا پیش از این، تمرکز اصلی پزشکی، حمله به سلول سرطانی بود. اما او آمده و «دستور زبان» سلول را هدف گرفته. در واقع، او دارد به سلول‌های سرطانی یاد می‌دهد که چطور دیگر مقاوم نباشند.

این یعنی مرز جدیدی در درمان سرطان. مرزی که در آن، داروها نه فقط سلول‌های بد را می‌کشند، بلکه آن‌ها را «متقاعد» می‌کنند که به داروها گوش بدهند.

یک جهان، زیر ذره‌بین

امروز سپیده میرزایی ورزقانی، استادیار زیست‌شناسی سلولی و تکوینی در گروه تخصصی زیست‌شناسی دانشکده علوم و فناوری‌های همگرای دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران است. از پژوهشگرانی بهره می‌برد که در کنارش ایستاده‌اند و این مسیر دشوار را هموارتر می‌کنند. همکاری‌های بین‌المللی‌اش از ترکیه تا ایالات متحده گسترده شده، و آزمایشگاه کوچکش در تهران، حالا به قطبی برای پژوهش‌های نوین در زیست‌شناسی مولکولی سرطان بدل گشته است.

داستان او تازه شروع شده. پژوهش‌هایش ادامه دارد و هر مقاله‌ای که منتشر می‌کند، یک گام به درمان‌های هدفمندتر و شخصی‌سازی‌شده نزدیک‌تر می‌شویم.