شیرین نشاط؛ بانویی که چهرهٔ زن ایرانی را به جهان شناساند
26 اردیبهشت · · خواندن 7 دقیقه
در تاریخ هنر معاصر، کمتر هنرمندی را میشناسیم که توانسته باشد مرز میان شرق و غرب، شعر و سیاست، و سکوت و فریاد را اینچنین در هم بشکند. شیرین نشاط، عکاس، ویدئو آرتیست و فیلمسازی است که زن ایرانی را نه به عنوان یک «قربانی منفعل»، که به عنوان موجودی پیچیده، مقاوم، و چندلایه به جهان معرفی کرده است.
او از قزوین به نیویورک رسید، از نقاشی به عکاسی و از عکاسی به سینما و اپرا کوچ کرد، و در تمام این مسیر، یک پرسش را با خود حمل نمود: «زن، در تقاطع ایمان، قدرت و خشونت، چگونه آزادی را معنا میکند؟» پاسخ او، مجموعهای از آثاری است که امروز در موزههای بزرگ جهان – از متروپولیتن نیویورک تا تیت مدرن لندن – نگهداری میشوند و نامش را با جوایزی چون شیر طلایی ونیز، جایزهٔ آزادی هیروشیما و جایزهٔ پریمیوم ایمپریاله ژاپن پیوند زدهاند.
کودکیای در قزوین، در خانوادهای که دختران را باور داشت
شیرین نشاط در ۶ فروردین ۱۳۳۶ (۲۶ مارس ۱۹۵۷) در قزوین، در خانوادهای مرفه و تحصیلکرده به دنیا آمد. پدرش، علی نشاط، پزشکی سرشناس و از حامیان محمدرضا شاه پهلوی بود. مادرش، زنی خانهدار با ذوقی سرشار از فرهنگ و ادب. خانوادهٔ نشاط، پنج فرزند داشتند و شیرین فرزند چهارم بود. پدر و مادرش، بر خلاف بسیاری از خانوادههای سنتی آن دوران، بر تحصیل دخترانشان تأکید میکردند و آنها را به ادامهٔ تحصیل و استقلال فکری تشویق مینمودند.
شیرین در یک مدرسهٔ شبانهروزی کاتولیک در تهران درس خواند. در هفدهسالگی، در سال ۱۳۵۳ (۱۹۷۵)، با اصرار خانواده، ایران را به مقصد آمریکا ترک کرد تا تحصیلاتش را در رشتهٔ هنر ادامه دهد. او در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی ثبتنام نمود و در سال ۱۹۷۹ مدرک کارشناسی نقاشی و در سال ۱۹۸۲ مدرک فوقلیسانس هنرهای زیبا را دریافت کرد.
اما درست در همین سالها بود که انقلاب اسلامی ایران، همه چیز را تغییر داد. مرزها بسته شدند، روابط ایران و آمریکا قطع گشت، و شیرینِ بیستودوساله ناگهان خودش را در تبعیدی ناخواسته یافت. او تا دوازده سال نتوانست خانوادهاش را ببیند. این گسست، این بریدگی از ریشهها، بعدها تبدیل به مادهٔ خام تمام آثارش شد.
از سکوت تا «زنان الله»: تولد یک هنرمند
پس از فارغالتحصیلی، شیرین نشاط به نیویورک نقل مکان کرد. او در آنجا با کیانگ پارک، هنرمند و معمار کرهای، ازدواج نمود و با هم «استورفرانت برای هنر و معماری» (Storefront for Art and Architecture) را مدیریت کردند؛ فضایی آلترناتیو برای نمایش آثار هنری و معماری. خودش بعدها گفت که «تحصیلات واقعی»اش به عنوان یک هنرمند، نه در برکلی، که در همین فضای کوچک نیویورکی اتفاق افتاد.
اما در تمام این سالها، او هیچ اثر هنری خلق نکرد. یازده سال سکوت. یازده سال فلج خلاقانه. خودش در مصاحبهای گفت: «یا به شدت بیاستعداد بودم، یا از آنچه در اطرافم میگذشت فلج شده بودم.»
و سپس، سال ۱۹۹۰ فرا رسید. شیرین، پس از دوازده سال دوری، برای نخستین بار به ایران بازگشت. او کشوری را دید که کاملاً تغییر کرده بود. زنانی که در چادر سیاه پیچیده شده بودند. دیوارهایی که پر بود از شعارهای انقلابی. و فضایی که در آن، دین و سیاست، همه چیز را در خود بلعیده بودند.
این سفر، شیرین را از خواب بیدار کرد. او به نیویورک بازگشت و نخستین مجموعهٔ عکسهایش را خلق کرد: «زنان الله» (Women of Allah).
«زنان الله»: پرترههایی که جهان را شوکه کرد
مجموعهٔ «زنان الله» (۱۹۹۷-۱۹۹۳)، نقطهٔ عطفی در تاریخ هنر معاصر بود. در این عکسهای سیاهوسفید، شیرین نشاط خودش را در نقش زنانی به تصویر کشید که چادر سیاه بر تن دارند و صورت، دستها و پاهایشان – تنها بخشهایی از بدن که در فقه اسلامی میتواند آشکار باشد – پوشیده از خطاطی فارسی است. اما این خطاطیها، بر خلاف انتظار بینندهٔ غربی، آیات قرآن نبودند. آنها اشعاری از فروغ فرخزاد و طاهره صفارزاده بودند؛ اشعاری فمینیستی، رادیکال، و آتشین.
در یکی از مشهورترین عکسهای این مجموعه، «سکوت عصیانگر» (Rebellious Silence)، زنی چادری روبهروی دوربین ایستاده. صورتش با خطوط شعر پوشیده شده، و لولهٔ تفنگی، درست در مرکز قاب، چهرهٔ او را به دو نیم تقسیم کرده است. این تصویر، به نمادی از پیچیدگی زن مسلمان تبدیل شد: هم قربانی، هم مبارز. هم مطیع، هم عصیانگر. هم مقدس، هم خطرناک.
منتقدان، این مجموعه را ستایش کردند. ایگور زابل، منتقد اسلوونیایی، نوشت: «هدف نشاط، کنار گذاشتن کلیشههای رسانهای نیست، بلکه بازآرایی و بازسازماندهی آنهاست، به شیوهای که خوانشهایی انعطافپذیرتر و پیچیدهتر ممکن شود.» اما برخی نیز از او انتقاد کردند که چرا بیانیهای «صریحتر» علیه سرکوب زنان در جوامع اسلامی صادر نکرده است. نشاط اما، به این انتقادها پاسخی هنرمندانه داد: «در اسلام، زیبایی اهمیت حیاتی دارد، زیرا مستقیماً با معنویت و عشق به خدا پیوند خورده است.» او با این جمله، نشان داد که کارش، شعار دادن نیست؛ پیچیدهتر از آن است.
پس از موفقیت «زنان الله»، نشاط به سراغ ویدئو آرت رفت. آثاری چون «رپچر» (Rapture)، «آشوب» (Turbulent) و «منطق پرندگان» (Logic of the Birds) را خلق کرد که در آنها، زن و مرد، سکوت و صدا، شرق و غرب، در تقابلی شاعرانه و پرمعنا قرار میگرفتند. در «آشوب»، یک خوانندهٔ زن ایرانی (با صدای سوسن دیهیم) روبهروی یک خوانندهٔ مرد قرار میگیرد. مرد، شعری عاشقانه از مولانا را با همراهی ارکستر میخواند. زن اما، بدون ساز، بدون کلام، فقط با حنجرهاش فریاد میکشد. این فریاد بیکلام، از هر شعری رساتر بود.
شیر طلایی ونیز و ورود به سینما
در سال ۱۹۹۹، شیرین نشاط در چهلوهشتمین دوسالانهٔ ونیز، جایزهٔ شیر طلایی – نخستین جایزهٔ بینالمللی – را برای ویدئو آرت «آشوب» دریافت کرد. این جایزه، او را به چهرهای جهانی تبدیل نمود.
پس از آن، او به سراغ فیلم بلند رفت. در سال ۲۰۰۹، نخستین فیلم بلندش، «زنان بدون مردان» (Women Without Men) را ساخت که بر اساس رمانی از شهرنوش پارسیپور و دربارهٔ چهار زن در جریان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بود. این فیلم، جایزهٔ شیر نقرهای بهترین کارگردانی را در شصتوششمین جشنوارهٔ فیلم ونیز برای او به ارمغان آورد.
دومین فیلمش، «در جستجوی امکلثوم» (Looking for Oum Kulthum) در سال ۲۰۱۷، داستان یک فیلمساز زن ایرانی در تبعید را روایت میکند که میخواهد فیلمی دربارهٔ زندگی امکلثوم، خوانندهٔ افسانهای مصری، بسازد. و سومین فیلمش، «سرزمین رؤیاها» (Land of Dreams) در سال ۲۰۲۱، یک طنز سیاسی است که در آمریکای آیندهٔ نزدیک میگذرد.
اپرا، جایزهٔ پریمیوم ایمپریاله، و افتخاراتی که شماره ندارند
کارنامهٔ شیرین نشاط، پر از «نخستین»هاست. او نخستین هنرمند ایرانیتباری بود که در سال ۲۰۱۷، جایزهٔ معتبر پریمیوم ایمپریاله ژاپن (Praemium Imperiale) را در رشتهٔ نقاشی دریافت کرد؛ جایزهای که «نوبل هنر» نامیده میشود. او همچنین جایزهٔ آزادی هیروشیما (۲۰۰۵) و جایزهٔ دوروتی و لیلیان گیش (۲۰۰۶) را از آن خود کرده است.
در سال ۲۰۱۷، او نخستین اپرای خود را کارگردانی کرد: «آیدا» از جوزپه وردی، در جشنوارهٔ سالزبورگ. این اپرا، بعدها در سال ۲۰۲۲ بازاجرا شد و در سال ۲۰۲۵ به اپرای باستیل پاریس راه یافت. نشاط، داستان عاشقانهٔ آیدا – شاهزادهخانم اتیوپیایی که به بردگی گرفته شده – را به بیانیهای معاصر دربارهٔ استعمار، جنگ و هویت ملی تبدیل کرد. منتقدان نوشتند: «نشاط، آیدا را از دل مصر باستان بیرون کشید و آن را در دل خاورمیانهٔ امروز نشاند.»
از پیکادلی تا «زن، زندگی، آزادی»
در پاییز ۱۴۰۱، هنگامی که جنبش «زن، زندگی، آزادی» سراسر ایران را فرا گرفته بود، شیرین نشاط بار دیگر به خیابانها آمد – این بار، با هنرش. او تابلوی عظیمی با عنوان «زن، زندگی، آزادی» را در میدان پیکادلی لندن به نمایش گذاشت. همزمان، موزهٔ Neue Nationalgalerie در برلین، بنری از عکس «Unveiling» او را بر سردر خود نصب کرد. روی این بنر، نوشته شده بود: «زن، زندگی، آزادی» به فارسی و انگلیسی.
نشاط در مصاحبهای با نشریهٔ فریز گفت: «من هرگز نخواستم هنرمند سیاسی باشم. اما زندگیای که زیستهام، و این حقیقت که بسیاری از همکارانم در تبعید زندگی میکنند، کارم را به لحاظ سیاسی باردار کرده است.»
چرا شیرین نشاط مهم است؟
اهمیت شیرین نشاط، فقط در جوایز بینالمللیاش نیست. در نگاهش است. او به جهانیان نشان داد که زن مسلمان، یک کلیشه نیست. نه فقط یک «قربانی منفعل» است و نه فقط یک «مبارز مسلح». زن مسلمان، در آثار نشاط، موجودی است پیچیده، چندلایه، و عمیقاً انسانی.
او همچنین ثابت کرد که میشود یک هنرمند در تبعید بود، اما هرگز از ریشههایت جدا نشد. میشود در نیویورک زندگی کرد، اما برای ایران نفس کشید. میشود از فروغ فرخزاد و طاهره صفارزاده الهام گرفت و تحسین منتقدان غربی را هم برانگیخت.
و شاید بزرگترین درس زندگی شیرین نشاط این باشد: «هنر، در نهایت، یک پل است. پلی میان شرق و غرب. میان سکوت و فریاد. میان آنچه هستیم و آنچه میتوانیم باشیم.»