مورهشین اللهیاری؛ زنی که تاریخ را چاپ سهبعدی میکند
26 اردیبهشت · · خواندن 4 دقیقه تصور کنید مجسمهای سههزار ساله، روزگاری در تالار موزهای در موصل ایستاده بود. تماشاگران از برابرش میگذشتند، عکس میگرفتند، و میرفتند. بعد، جنگ آمد. داعش آمد. و آن مجسمه، در چند ثانیه، با پتک و دریل، خرد شد و به تلی از خاک تبدیل گشت. جهانیان ناله کردند، بیانیه دادند، و فراموش کردند.
اما یک زن، فراموش نکرد. او در آپارتمان کوچکش در نیویورک، پشت رایانهاش نشست، فایلهای سهبعدی را باز کرد، و همان مجسمه را – لایه به لایه، ذره به ذره – از نو ساخت. نه با سنگ، که با پلاستیک شفاف. و درون آن، یک حافظهٔ فلش کار گذاشت که تمام اطلاعات باستانشناسی، تاریخچهٔ اثر، و فیلم تخریبش روی آن ذخیره شده بود.
این است هنر مورهشین اللهیاری. هنری که نه فقط بازسازی، که «مقاومت» است.
کودکیای در تهران، در میان افسانهها و کیبوردها
مورهشین اللهیاری در سال ۱۳۶۴ در تهران به دنیا آمد. نسل او، نسلی بود که با کامپیوترهای شخصی بزرگ شد. در حالی که همسنوسالهایش در کوچه بازی میکردند، او پشت کیبورد مینشست و دنیاهای مجازی را کشف میکرد. از همان نوجوانی، شیفتهٔ تقاطع عجیب فناوری و هنر بود. چیزی که آن سالها در ایران، کمتر کسی به آن فکر میکرد.
او در دانشگاه تهران، در رشتهٔ هنرهای دیجیتال تحصیل کرد. سپس ایران را ترک کرد و راهی آمریکا شد. در دانشگاه دالاس تگزاس، در رشتهٔ هنرهای رسانهای جدید، مدرک کارشناسی ارشد گرفت. همانجا بود که دریافت هنرش، فقط در زیبایی خلاصه نمیشود. هنر، میتواند یک سلاح باشد. سلاحی برای مقابله با فراموشی.
«مادهگرایی حدسّی»: وقتی که فناوری، باستانشناسی میشود
در سال ۲۰۱۵، داعش شهر نمرود در عراق را اشغال کرد. نمرود، پایتخت باستانی امپراتوری آشور، پر بود از مجسمههای لاماسو (گاوهای بالدار با سر انسان) که سه هزار سال از عمرشان میگذشت. داعش، با پتک و دریل، آنها را تکهتکه کرد. ویدیوی تخریبشان را در اینترنت پخش کرد تا جهانیان را به وحشت بیندازد.
مورهشین اللهیاری، این ویدیو را دید. و به جای آنکه فقط خشمگین شود، دست به کار شد. او پروژهای را آغاز کرد به نام «مادهگرایی حدسّی» (Material Speculation). او با استفاده از تصاویر آرشیوی، مدلهای سهبعدی دیجیتال، و چاپگرهای سهبعدی، دوازده مجسمهٔ تخریبشده را بازسازی کرد. اما بازسازیهای او، تفاوتی اساسی با اصل آثار داشتند: آنها از پلاستیک شفاف ساخته شده بودند و درون هرکدام، یک حافظهٔ فلش کار گذاشته شده بود که محتوایش – شامل اطلاعات باستانشناسی، تاریخچهٔ اثر، و فیلم تخریب – برای همگان در اینترنت قابل دانلود بود.
او این آثار را «تروجانهای اطلاعاتی» نامید. مجسمههایی که ظاهرشان، یادآور گذشتهاند، اما درونشان، حامل اطلاعاتی برای آینده است. او میخواست به جهانیان بگوید: «شما میتوانید سنگ را بشکنید، اما نمیتوانید حافظه را نابود کنید.»
این پروژه، جهان هنر را شوکه کرد. منتقدان، آن را «یکی از مهمترین آثار هنری قرن بیستویکم» نامیدند. نشریهٔ آرتفروم نوشت: «اللهیاری، هنر را از قلمرو زیباییشناسی به قلمرو مقاومت اطلاعاتی برده است.»
«دیوها و لولهها»: اسطورهشناسیِ خاورمیانه از نو
اما پروژهٔ بعدیاش، حتی جسورانهتر بود. در مجموعهای به نام «او در بناهای یادبودی غایب است» (She Who Sees The Unknown)، او به سراغ اسطورههای زنانهٔ خاورمیانه رفت. اسطورههایی که قرنها تحریف شده بودند، به حاشیه رانده شده بودند، یا به کلی فراموش.
او در این مجموعه، شخصیتهای اسطورهای مثل «هما» (پرندهٔ افسانهای)، «لیلith» (نخستین زن در اساطیر یهودی)، و «امّ الصبیان» (دیو زنانه در فولکلور عربی) را با چاپ سهبعدی، انیمیشن دیجیتال، و واقعیت افزوده بازآفرینی کرد.
او با این آثار میپرسد: «چه کسی اجازه دارد داستانها را تعریف کند؟ چه کسی تصمیم میگیرد کدام اسطورهها «مقدس» باشند و کدامها «اهریمنی»؟ و چرا اغلب، این زناناند که در این داستانها، یا فرشتهاند یا دیو؟»
منتقد مجلهٔ Wired دربارهٔ این مجموعه نوشت: «اللهیاری، اسطورهشناسی خاورمیانه را از چنگ مردانِ قدرتطلب بیرون میکشد و آن را به زنان بازمیگرداند.»
هنرمندی که مرزها را به رسمیت نمیشناسد
آثار مورهشین اللهیاری، در معتبرترین موزهها و گالریهای جهان به نمایش درآمدهاند: از موزهٔ هنر مدرن نیویورک (MoMA) تا گالری ملی دانمارک، از مرکز پمپیدو پاریس تا موزهٔ آرس الکترونیکا در لینتس. او جوایز متعددی را از آن خود کرده، از جمله جایزهٔ «هنرمند سال» از سوی بنیاد ریسکا (Rhizome) وابسته به موزهٔ نیو میوزیوم نیویورک.
اما او هنوز هم، در مصاحبههایش، خودش را «یک دانشجوی کنجکاو» توصیف میکند. کسی که «هنوز در حال یادگیری است و احتمالاً تا آخر عمر هم خواهد بود.»
او در مصاحبهای گفته: «من از ایران آمدم. جایی که تاریخ، همهجا هست. زیر پایت، روی دیوارها، در هوایی که نفس میکشی. اما این تاریخ، همیشه در معرض خطر فراموشی یا تحریف است. کار من، فقط ساختن اشیاء نیست. کار من، ساختن حافظه است.»
چرا مورهشین اللهیاری مهم است؟
اهمیت مورهشین اللهیاری، فقط در هنرش نیست. در فلسفهاش است. او به ما نشان داد که فناوری، فقط برای «آینده» نیست. فناوری، میتواند «گذشته» را هم نجات دهد. میتواند آثاری را که با پتک و دریل نابود شدهاند، دوباره از دل پلاستیک و کد و نور بیرون بکشد.
او همچنین به ما یادآوری کرد که اسطورهها، فقط قصههای کهنه نیستند. اسطورهها، زندهاند. نفس میکشند. و هر نسلی، حق دارد آنها را از نو روایت کند. از نو بفهمد. و از نو معنا کند.
و مهمتر از همه، او ثابت کرد که یک زن ایرانی، میتواند در قلب دنیای هنر معاصر بایستد، با تازهترین فناوریها کار کند، و همزمان، از هویت، تاریخ، و اسطورههای سرزمینش دفاع کند.