گاهی تاریخ علم، نام کسانی را ثبت می‌کند که نه فقط یک بیماری، که منطق درمان را تغییر داده‌اند. کسانی که به جای حملهٔ کور به دشمن، آموخته‌اند چطور پیغامی دقیق به او برسانند، بی‌آنکه رهگذران بی‌گناه آسیب ببینند. امید فرخزاد، یکی از همین معماران درمان هوشمند است. مردی که از دل خیابان‌های تهرانِ دههٔ پنجاه، به قلب آزمایشگاه‌های هاروارد رسید و آن‌جا، با مهندسی ذراتی به کوچکی یک میلیاردم متر، شیوهٔ دارورسانی به سلول‌های سرطانی را برای همیشه متحوّل کرد.

او را باید «پست‌چی هوشمند سرطان» نامید. کسی که آموخت چطور دارو را دقیقاً به آدرس سلول بیمار برساند، بی‌آنکه همسایه‌های سالم از این مرسوله آسیب ببینند.

کودکی در تهران، در سایهٔ جنگ و پزشکان

امید فرخزاد در سال ۱۹۶۹ (حدود ۱۳۴۸) در تهران به دنیا آمد. خانواده‌اش از طبقهٔ متوسط و عاشق دانش بودند. پدرش کتاب‌خوانی پرشور بود و امید، عشق به خواندن را از او به ارث برد. در همان سال‌های کودکی، ایران درگیر یکی از تلخ‌ترین جنگ‌های تاریخ خود بود. امیدِ نوجوان، کار پزشکان و امدادگران را در آن سال‌های خون و آتش می‌دید. تصویر آن‌ها – که در میان گلوله و خمپاره، جان انسان‌ها را نجات می‌دادند – چنان در ذهنش نقش بست که مسیر زندگی‌اش را برای همیشه تعیین کرد.

سال‌ها بعد گفت: «دیدن تلاش پزشکان و کادر درمان در دوران جنگ، تأثیر عمیقی بر من گذاشت و در نهایت، مرا به سوی پزشکی و تحقیقات پزشکی کشاند.»

او در سنین پایین ایران را به مقصد آمریکا ترک کرد. مقصدش، سرزمین فرصت‌ها بود، اما مسیرش، از دل کتاب‌خانه‌ها و آزمایشگاه‌های سرد و بی‌روح می‌گذشت.

از ماساچوست تا هاروارد: ظهور یک معمار ذرات

فرخزاد در دانشگاه ماساچوست، لیسانس خود را در زیست‌شناسی و شیمی گرفت. سپس راهی دانشگاه بوستون شد و مدرک پزشکی (MD) و فوق‌لیسانس علوم پزشکی را دریافت کرد. اما روح بی‌قرار او، فقط به درمان بیماران قانع نبود. او می‌خواست بداند چگونه می‌شود بیماری را از ریشه هدف گرفت. پس راهی MIT شد و در برنامهٔ مشترک علوم و فناوری سلامت هاروارد-MIT، دورهٔ تحقیقاتی پسادکتری خود را زیر نظر پروفسور رابرت لانگر – غول بیوتکنولوژی جهان – گذراند.

دکترای خود را در رشتهٔ نانوپزشکی، از طریق برنامهٔ مشترک هاروارد و MIT دریافت کرد. سپس دورهٔ رزیدنتی بیهوشی و فلوشیپ درد را در بیمارستان بریگهام و دانشکدهٔ پزشکی هاروارد به پایان رساند. در سال ۲۰۰۴، به عنوان عضو هیئت علمی به هاروارد پیوست و آزمایشگاه «نانوپزشکی و بیومواد» را در آنجا بنیان نهاد. یک دهه بعد، مرکز نانوپزشکی هاروارد را تأسیس کرد و به مدت هجده سال، به عنوان استاد بیهوشی در این دانشگاه به تدریس و تحقیق پرداخت.

معمای دارورسانی: از ایده تا درمان

اما مشکل بزرگ این بود: شیمی‌درمانی، مثل بمبی است که هم شهر دشمن را ویران می‌کند و هم خانه‌های خودی را. داروهای ضدسرطان، در تمام بدن می‌چرخند و هر سلولی که سریع تقسیم شود – چه سرطانی، چه سالم – را نابود می‌کنند. فرخزاد می‌خواست دارو را هوشمند کند. می‌خواست به آن «چشم» و «آدرس» بدهد.

او و تیمش، نانوذراتی از جنس پلیمرهای زیست‌تخریب‌پذیر طراحی کردند. ذراتی به کوچکی یک میلیاردم متر که می‌توانستند داروی شیمی‌درمانی را درون خود کپسوله کنند، در جریان خون به گردش درآیند، و فقط وقتی به سلول سرطانی رسیدند، محمولهٔ مرگبار خود را آزاد کنند. روی سطح این نانوذرات، مولکول‌های هدف‌گیری (Targeting Ligands) نصب شده بود که مثل یک گیرندهٔ رادیویی، فقط سیگنال‌های سلول‌های سرطانی را تشخیص می‌داد.

هاروارد در گزارشی رسمی، کار او را «تحوّلی بنیادین در اثربخشی و ایمنی درمان‌های سرطان» توصیف کرد و نوشت: «اگرچه نخستین نانوحامل هدفمند نزدیک به ۳۰ سال پیش ساخته شد، اما محققان تحت نظر فرخزاد، در خط مقدم ایجاد تعادل ظریف میان هدف‌گیری سلولی، فرار از سیستم ایمنی، و آزادسازی دارو قرار دارند.»

از آزمایشگاه تا بازار: کارآفرینی در مقیاس نانو

فرخزاد اما فقط یک دانشمند آزمایشگاهی نبود. او یک کارآفرین سریالی بود. در سال ۲۰۰۷، شرکت «بیند تراپیوتیکس» (BIND Therapeutics) را تأسیس کرد که نخستین نانوداروی هوشمند با قابلیت هدف‌گیری سلول‌های سرطانی را تولید و وارد فاز کارآزمایی بالینی کرد. شرکت به سرعت رشد کرد و توجه غول‌های داروسازی جهان را به خود جلب نمود.

در سال ۲۰۱۷، شرکت «سیر» (Seer Inc.) را تأسیس کرد که بر تحلیل عمیق و بی‌طرفانهٔ پروتئومیک در مقیاس بالا متمرکز است. سیر، با استفاده از نانوذرات، می‌تواند ترکیبات پروتئینی یک نمونه – مثلاً یک قطره خون – را با سرعت و دقت بی‌نظیری تحلیل کند. این فناوری، دریچه‌ای تازه به سوی تشخیص زودهنگام سرطان، آلزایمر و بیماری‌های قلبی گشوده است. شرکت سیر در سال ۲۰۲۰ وارد بازار سهام نزدک شد و ارزش آن به میلیاردها دلار رسید.

او همچنین شرکت «پراگنومی‌کیو» (PrognomiQ) را بنیان نهاد که بر تشخیص زودهنگام سرطان از طریق تحلیل پروتئوم تمرکز دارد.

افتخاراتی که برازندهٔ یک نابغه است

کارنامهٔ علمی و حرفه‌ای امید فرخزاد، مملو از جوایزی است که تنها به نوابغ تعلق می‌گیرد. او در سال ۲۰۱۶، مدال افتخار جزیرهٔ الیس (Ellis Island Medal of Honor) را دریافت کرد؛ نشانی که به مهاجرانی اعطا می‌شود که سهم برجسته‌ای در پیشرفت آمریکا داشته‌اند. در سال ۲۰۱۸، به عضویت آکادمی ملی مخترعان (NAI) درآمد؛ بالاترین نشانی که به مخترعان دانشگاهی در آمریکا تعلق می‌گیرد.

در سال ۲۰۲۳، برندهٔ پنجمین دورهٔ جایزهٔ مصطفی (ص) – معتبرترین جایزهٔ علمی جهان اسلام – در حوزهٔ علم و فناوری زیستی و پزشکی شد. او این جایزه را برای «طراحی، توسعه و ترجمهٔ بالینی نانوداروهای پلیمری نوین برای درمان بیماری‌های مختلف، به‌ویژه سرطان» دریافت کرد.

او همچنین جایزهٔ RUSNANOPRIZE را در سال ۲۰۱۳ برای تحقیقاتش در زمینهٔ اصلاح سطح نانومواد از آن خود کرد، و از سوی بوستون گلوب به عنوان یکی از نوآوران برتر ماساچوست و از سوی بوستون بیزینس ژورنال به عنوان قهرمان مراقبت‌های بهداشتی برگزیده شد.

چرا امید فرخزاد مهم است؟

اهمیت امید فرخزاد، فقط در کشف‌هایش نیست. در فلسفهٔ اوست. او باور داشت که فناوری، وقتی در خدمت انسان باشد، می‌تواند مرزهای ناممکن را جابه‌جا کند. او از دل خیابان‌های تهران، به هاروارد رسید و آن‌جا، نه به عنوان یک مهمان، که به عنوان یک میزبان، مرزهای نانوپزشکی را گسترش داد.

او در مراسم دریافت جایزهٔ مصطفی گفت: «ایران همیشه در زمینهٔ نانوتکنولوژی پیشرو بوده است. امیدوارم این جایزه بتواند الهام‌بخش جوانان ایرانی باشد تا بدانند که می‌توانند در سطح جهانی رقابت کنند و موفق شوند.»

میراث او، امروز نه فقط در مقالات علمی و ثبت اختراعات، که در تک‌تک بیماران سرطانی‌ای زنده است که به لطف فناوری‌های او، با درد کمتر و امید بیشتر به زندگی ادامه می‌دهند. او به ما آموخت که گاهی، بزرگ‌ترین انقلاب‌های پزشکی، از کوچک‌ترین ذرات عالم – نانوذرات – آغاز می‌شوند.