بیژن داوری؛ ایرانیِ طراح مغز متفکر آیبیام
23 اردیبهشت · · خواندن 4 دقیقه
اگر تا به حال لپتاپی را باز کردهاید، گوشی هوشمندی در دست گرفتهاید، یا با یک ابررایانه کار کردهاید، بیآنکه بدانید، با میراث دستهای او سر و کار داشتهاید. دستهایی که ریزتراشههایی را طراحی کردند که جهان را هوشمندتر، سریعتر و کوچکتر کردند.
بیژن داوری، پسر دانشجوی ممتاز دانشکده فنی دانشگاه تهران، یکی از همان ایرانیهایی است که در پستوی آزمایشگاههای ابرشرکتهای آمریکایی، آینده را ساختند؛ بیهیاهو، بیادعا، و با همان وسواس و دقتی که از نسل مهندسان ایرانی انتظار میرود. او مردی است که نامش با بزرگترین تحولات صنعت نیمهرساناها گره خورده و بیش از ۸۰ ثبت اختراع در ایالات متحده، گواه ذهن بیقرار و خلاق اوست.
از پاستور تا پردو: جوانی در جستجوی الکترونها
بیژن داوری در ۲۵ خرداد ۱۳۲۹ (۱۵ ژوئن ۱۹۵۰) در ایران به دنیا آمد. از همان کودکی، ذهنش با سیمها، مدارها و ریاضیات گره خورده بود. در دبیرستان پاستور تهران درس خواند و سپس وارد دانشکده فنی دانشگاه تهران شد؛ جایی که بهترینها برای مهندس شدن تربیت میشدند. او لیسانس مهندسی برق خود را از دانشگاه تهران گرفت.
اما روح بیقرار او، ایران را برایش کوچک کرده بود. او میخواست در خط مقدم فناوری جهان باشد. پس راهی آمریکا شد. در دانشگاه پردو – یکی از قطبهای مهندسی جهان – ادامه تحصیل داد و در سال ۱۹۷۵، دکترای مهندسی برق خود را دریافت کرد. همانجا بود که دریافت آینده، نه در سیمهای مسی و لامپهای خلأ، که در دل کریستالهای سیلیکون نهفته است.
ورود به سرزمین غولها: آیبیام
پس از دکتری، داوری به دعوت یکی از بزرگترین شرکتهای فناوری جهان – آیبیام – به مرکز تحقیقاتی توماس جی. واتسون در نیویورک پیوست. این مرکز، همان جایی بود که بزرگترین ذهنهای علمی جهان در آن گرد آمده بودند. داوری در آنجا به سرعت درخشید و به یکی از ستونهای اصلی تحقیقات نیمهرساناها در آیبیام تبدیل شد.
دههٔ ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، دوران طلایی ریزتراشهها بود. جهان داشت دیوانهوار کوچکتر و سریعتر میشد. و بیژن داوری، یکی از سردمداران این انقلاب بود. او در توسعهٔ نسلهای مختلف فناوری CMOS (نیمرسانای اکسید-فلز مکمّل) نقشی اساسی ایفا کرد. این فناوری، قلب تپندهٔ تقریباً تمام تراشههایی است که امروز در رایانهها، تلفنهای همراه، خودروها و ماهوارهها به کار میروند.
او همچنین روی فناوری SOI (سیلیکون روی عایق) کار کرد؛ فناوریای که مصرف انرژی را به شدت کاهش میداد و امکان ساخت تراشههایی سریعتر و کممصرفتر را فراهم میکرد. این فناوری، امروز در بسیاری از پردازندههای پیشرفته استفاده میشود و داوری یکی از پیشگامان تجاریسازی آن بود.
معمای مور: چگونه قوانین فیزیک را دور بزنیم؟
بزرگترین چالش صنعت نیمهرسانا، قانون مور است. قانونی که میگوید تعداد ترانزیستورهای روی یک تراشه، هر دو سال دو برابر میشود. اما این قانون، یک دیوار سخت دارد: محدودیتهای فیزیکی. وقتی ابعاد ترانزیستورها به چند نانومتر میرسد، اثرات کوانتومی و نشتی جریان، کار را به شدت دشوار میکند.
داوری، یکی از کسانی بود که راهحلهایی خلاقانه برای ادامهٔ این روند یافت. او و تیمش در آیبیام، روشهایی برای ساخت ترانزیستورهایی با ابعاد زیر ۱۰۰ نانومتر ابداع کردند که محدودیتهای پیشین را دور میزد. آنها با مهندسی در مقیاس اتمی، مواد جدیدی را به کار گرفتند، ساختارهای سهبعدی طراحی کردند، و فیزیک را وادار به تسلیم در برابر نیاز بشر کردند.
۸۰ اختراع، یک میراث
کارنامهٔ علمی و حرفهای بیژن داوری، با ارقامی تعریف میشود که نفسها را بند میآورد: بیش از ۸۰ حق ثبت اختراع در ایالات متحده. بیش از ۲۰۰ مقالهٔ علمی. عضویت در آکادمی ملی مهندسی ایالات متحده – بالاترین نشان مهندسی در آمریکا. جایزهٔ جی. جی. ابرس از انجمن مهندسان برق و الکترونیک (IEEE). جایزهٔ یکعمر دستاورد فنی از کنفرانس بینالمللی مدارهای حالت جامد.
او همچنین نایب رئیس بخش تحقیق و توسعهٔ آیبیام بود و مسئولیت هدایت صدها مهندس و دانشمند را در خط مقدم فناوری نیمهرساناها بر عهده داشت. تحت رهبری او، آیبیام به پیشرفتهایی دست یافت که سنگ بنای بسیاری از فناوریهای امروزی شدند.
مردی که در سکوت، آینده را ساخت
بیژن داوری، بر خلاف بسیاری از همتایانش، هرگز به دنبال شهرت نبود. او در مصاحبههایش، با لحنی آرام و متواضع، بیش از آنکه دربارهٔ خودش حرف بزند، دربارهٔ فیزیک و مهندسی سخن میگوید. برای او، لذت اصلی، حل مسئله است؛ یافتن راهی برای کوچکتر کردن، سریعتر کردن، و بهینهتر کردن.
او از نسلی از مهندسان ایرانی است که در غرب، بیسروصدا، پایههای جهان مدرن را بنا نهادند. نسلی که نامشان شاید روی جلد مجلات نباشد، اما اثر انگشتشان روی تکتک تراشههایی است که جهان ما را به پیش میراند.
امروز، بیژن داوری بازنشسته شده، اما میراث او در هر گوشی هوشمندی، در هر رایانهای، در هر ماهوارهای که به دور زمین میچرخد، زنده است. او نشان داد که میشود از تهران برخاست، به قلب سیلیکون ولی رسید، و در آنجا، نه به عنوان یک مهمان، که به عنوان یک میزبان، آینده را ساخت.