در تاریخ علم، افتخاری بالاتر از این نیست که کشفی به نام تو ثبت شود؛ اینکه پزشکان سراسر جهان، هر روز نشانه‌ای را ببینند و نام تو را بر زبان بیاورند. «خط خدادوست» (Khodadoust Line) چنین افتخاری است؛ نشانه‌ای در پیوند قرنیه که فقط در کتاب‌های درسی توصیف نشده، که با گوشت و پوست و بینایی انسان‌ها گره خورده است. هر بار که چشم‌پزشکی در گوشه‌ای از جهان این خط ظریف را روی قرنیهٔ بیماری می‌بیند، بی‌آنکه بداند، به مردی ادای احترام می‌کند که از دل یکی از کهن‌ترین شهرهای ایران برخاست و به یکی از بلندترین قله‌های پزشکی مدرن رسید.

داستان زندگی او، سرشار از تصمیم‌هایی است که هرکدام می‌توانست مسیر زندگی‌اش را برای همیشه تغییر دهد؛ بازگشت به ایران در اوج شهرت جهانی، تأسیس بیمارستانی که خود نامش را بر آن نهاد، و تربیت نسلی از چشم‌پزشکان که امروز در سراسر جهان، میراث‌دار نگاه تیزبین اویند. علی‌اصغر خدادوست فقط یک جراح نبود؛ او معماری بود که پنجره‌های جهان را برای هزاران انسانی که در آستانهٔ نابینایی بودند، دوباره گشود.

از دبیری تا پزشکی؛ سال‌های جوانی

علی‌اصغر خدادوست در ۴ دی ۱۳۱۴ در شیراز به دنیا آمد. در روزگاری که ایران در تب‌وتاب تحولات سیاسی و اجتماعی می‌سوخت، او در کوچه‌باغ‌های شیراز بزرگ شد و درس خواند. جالب اینجاست که مردی که بعدها به یکی از بزرگ‌ترین جراحان تاریخ پزشکی تبدیل شد، کارش را نه در بیمارستان، که در کلاس درس شروع کرد. پس از پایان دبیرستان، به عنوان معلم در دبستانی در شهر داراب مشغول به کار شد.

اما روح بی‌قرار او به کلاس درس قانع نبود. در سال ۱۳۳۳، در آزمون ورودی دانشکدهٔ علوم پزشکی دانشگاه شیراز با بالاترین نمرات پذیرفته شد. شش سال بعد، در سال ۱۳۳۹، با مدرک دکترای پزشکی و نمراتی عالی فارغ‌التحصیل گشت. دورهٔ دستیاری خود را در بخش چشم و گوش و حلق و بینی بیمارستان نمازی شیراز آغاز کرد و تا سال ۱۳۴۱ ادامه داد. در همان سال، بورسیه‌ای از سوی دولت وقت، همراه با چند دانشجوی ممتاز دیگر، راهی ایالات متحده شد تا در رشتهٔ تخصصی خود ادامهٔ تحصیل دهد.

فتح ویلمر: فتح قله‌ای که هیچ خارجی‌ای به آن راه نیافته بود

خدادوست در سال ۱۹۶۲ به دانشگاه جانز هاپکینز، یکی از معتبرترین دانشگاه‌های جهان، رفت و در آنجا بود که تاریخ‌ساز شد. او نخستین و تنها دستیار خارجی در بخش چشم‌پزشکی این دانشگاه بود که پذیرفته شد. این خود به‌تنهایی یک اتفاق بزرگ بود؛ اما آنچه بعدها رخ داد، نام او را برای همیشه در تاریخ پزشکی جاودانه کرد.

در ۲۸ ژوئن ۱۹۶۳، او نخستین رزیدنت خارجی چشم‌پزشکی در مؤسسهٔ چشم ویلمر (Wilmer Eye Institute) در دانشگاه جانز هاپکینز شد. ویلمر، که یکی از معتبرترین مراکز چشم‌پزشکی جهان است، تا آن زمان هرگز یک دستیار خارجی را به این مقام نپذیرفته بود. اما خدادوست چنان درخشید که پرفسور ادوارد مامنی، مدیر وقت ویلمر، او را «بهترین رزیدنت تاریخ مؤسسه» نامید. او دورهٔ سه‌سالهٔ دستیاری تحقیقاتی ایمنی‌شناسی قرنیه را در مرکز چشم ویلمر به پایان رساند و در تمام این سال‌ها، به عنوان بهترین دستیار این مرکز شناخته شد.

تولد «خط خدادوست»: کشفی که علم را دگرگون کرد

در این سال‌ها بود که خدادوست، در جریان پژوهش‌های گسترده‌اش بر روی بیماری‌های قرنیه و بیولوژی پیوند، به کشفی دست یافت که نامش را جاودانه کرد. او نخستین کسی بود که نشانهٔ رد پیوند از طریق لایهٔ اندوتلیال قرنیه را توصیف کرد. این نشانه، که به صورت خطی متحرک روی قرنیه دیده می‌شود و نشان‌دهندهٔ واکنش مزمن رد پیوند است، توسط جامعهٔ جهانی پزشکی «خط رد خدادوست» (Khodadoust Rejection Line) نام‌گذاری شد.

اهمیت این کشف را نمی‌شود دست کم گرفت. تا پیش از خدادوست، پزشکان نمی‌دانستند که رد پیوند قرنیه می‌تواند از طریق لایهٔ اندوتلیال هم رخ دهد و نشانهٔ بالینی خاصی داشته باشد. این کشف، نه فقط یک نام در کتاب‌های درسی، که یک ابزار تشخیصی حیاتی برای هزاران جراح پیوند قرنیه در سراسر جهان شد. خط خدادوست، امروز در تمام کتاب‌های مرجع چشم‌پزشکی جهان تدریس می‌شود و هر دانشجوی چشم‌پزشکی، در همان سال‌های نخست آموزش، با این نام آشنا می‌شود.

در سال ۱۳۴۶، خدادوست نخستین پیوند موفقیت‌آمیز قرنیه را در ایران انجام داد. این عمل، نقطهٔ عطفی در تاریخ پزشکی ایران بود و راه را برای توسعهٔ این رشته در کشور هموار کرد. او در سال‌های بعد، ده‌ها مقالهٔ علمی در معتبرترین ژورنال‌های جهان منتشر نمود و پژوهش‌های بنیادین او در زمینهٔ ایمنی‌شناسی پیوند قرنیه، اساس بسیاری از پیشرفت‌های بعدی در این حوزه شد.

بازگشتی که تاریخ پزشکی ایران را تغییر داد

در سال ۱۳۴۶، خدادوست تصمیمی گرفت که سرنوشت چشم‌پزشکی ایران را برای همیشه تغییر داد. او پیشنهادهای وسوسه‌انگیز دانشگاه جانز هاپکینز را رد کرد و به ایران بازگشت. در بازگشت به وطن، او به عنوان استاد تمام و مدیر گروه چشم‌پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شیراز منصوب شد و بنیان‌گذار بخش چشم‌پزشکی این دانشگاه گردید.

اما نبوغ واقعی خدادوست در این بازگشت، فقط در تدریس و جراحی خلاصه نمی‌شد. او برنامه‌ای خواهرخواندگی میان دانشگاه علوم پزشکی شیراز و دانشگاه جانز هاپکینز ایجاد کرد. بر اساس این برنامه، دستیاران و متخصصان هر دو طرف، به طور منظم بین ایران و آمریکا در رفت‌وآمد بودند تا دانش و تجربهٔ خود را به اشتراک بگذارند. این برنامه، که در نوع خود در خاورمیانه بی‌نظیر بود، باعث پیشرفت چشمگیری در حوزهٔ چشم‌پزشکی در ایران و منطقه شد.

از سال ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۹، خدادوست هر شش ماه یک‌بار بین دانشگاه شیراز و جانز هاپکینز در رفت‌وآمد بود و علاوه بر تدریس، پروژه‌های علمی خود را نیز ادامه می‌داد. در همین دوره، او به عنوان استاد مهمان در دانشگاه‌های کشورهای مختلف - از چین و ترکیه و سوریه و عمان گرفته تا پرو، اکوادور و ایتالیا - تدریس کرد.

عبور از اقیانوس‌ها، بازگشت به ریشه‌ها

در سال ۱۳۶۰، خدادوست دوباره به آمریکا رفت و به عنوان استاد تمام در مؤسسهٔ چشم ویلمر مشغول به کار شد. دو سال بعد، به مقام مدیر گروه چشم‌پزشکی دانشگاه سسیل (University of Cecil) در ایتالیا منصوب گشت. در سال ۱۳۷۱، مرکز چشم‌پزشکی کانکتیکات را در نیوهیون تأسیس کرد و به عنوان سرپرست ارشد آن به فعالیت ادامه داد.

اما آنچه خدادوست را از بسیاری از هم‌میهنانش که به غرب مهاجرت کرده بودند متمایز می‌کرد، تعهد بی‌وقفه‌اش به ایران بود. با وجود اینکه از سال ۱۳۶۰ ساکن آمریکا شده بود، هرگز فرصتی را برای بازگشت به ایران و خدمت به هموطنانش از دست نداد. او سالی دو بار به ایران می‌آمد، در بیمارستان‌های تهران و شیراز به درمان بیماران و آموزش چشم‌پزشکان جوان می‌پرداخت.

اوج این تعهد، تأسیس بیمارستان فوق‌تخصصی چشم‌پزشکی خدادوست در شیراز بود؛ بیمارستانی که نام خود را بر آن نهاد و امروز به عنوان یکی از مراکز اصلی درمان بیماری‌های چشمی در جنوب ایران شناخته می‌شود.

افتخاراتی که بر سینهٔ دانش بشری نشست

کارنامهٔ علمی و حرفه‌ای علی‌اصغر خدادوست، مملو از جوایز و افتخاراتی است که فقط به نوابغ تعلق می‌گیرد. او عضو آکادمی چشم‌پزشکی آمریکا، عضو انجمن پیشبرد علوم آمریکا، و عضو انجمن تحقیقات بینایی و چشم‌پزشکی آمریکا بود. همچنین از بنیان‌گذاران مؤسسهٔ اوربیس (Orbis) - بیمارستان سیار جراحی چشم‌پزشکی که در بسیاری از کشورهای محروم جهان فعال است - بود.

او جایزهٔ یک‌عمر دستاورد انجمن پزشکی آمریکا (AMA) را دریافت کرد، جایزهٔ چهرهٔ ماندگار چشم‌پزشکی را از انجمن چشم‌پزشکی آمریکا (AOA) گرفت، و در سال ۱۳۹۲، جایزهٔ IRSO را از انجمن علمی چشم‌پزشکی ایران از آن خود کرد. او عضو شورای پیوند اعضای آمریکا و عضو ممتحنهٔ بورد تخصصی چشم‌پزشکی ایران بود.

در سال ۱۳۹۴، کمیسیون ملی یونسکو-ایران، در مراسمی در شیراز، از یک‌عمر خدمات علمی و انسانی او تجلیل کرد. یونسکو او را «دانشمندی پیشکسوت و پیشگام در چشم‌پزشکی» نامید که «تمام موفقیت‌اش را مدیون نگاه زیبایش به خالق و مخلوقاتش و عشق‌اش به مردم» است. در این مراسم اعلام شد که این نخستین بار است که یونسکو از یک شخصیت ایرانی در داخل کشور و در زمان حیاتش تجلیل می‌کند.

او همچنین در سال ۲۰۰۴، نخستین جراحی بود که قرنیهٔ مصنوعی AlphaCor را در چشم انسانی کار گذاشت؛ دستگاهی که نیاز به درمان سرکوب‌گر ایمنی را برای همیشه از میان برداشت و پنجرهٔ تازه‌ای به سوی درمان نابینایی گشود.

میراثی که هر روز زنده می‌شود

علی‌اصغر خدادوست در ۱۹ اسفند ۱۳۹۶، در ۸۲ سالگی، در بیمارستانی در نیویورک چشم از جهان فرو بست. اما مرگ، برای کسی که نامش بر پیشانی علم حک شده، پایان کار نیست. همکار و دوست دیرینش، دکتر وینسنت دلوئیز، شاید بهترین توصیف را از او ارائه داده باشد: «علی یک چشم‌پزشک درخشان، یک کلینیسین فوق‌العاده و یکی از بهترین جراحان چشمی بود که تا به حال شناخته‌ام. تلاش‌های آرام، فروتنانه و اساسی او در شیراز، میراثی برای بشریت است. نام علی برای همیشه با خط رد پیوند اندوتلیال که او مشاهده کرد و با آموزش‌هایی که به نسل‌های چشم‌پزشک در ویلمر و ییل ارائه داد، پیوند خورده است. ما همه وام‌دار هوش بالینی و خرد او هستیم.»

میراث خدادوست، امروز نه فقط در کتاب‌های درسی و مقالات علمی، که در چشمان هزاران انسانی زنده است که بینایی خود را مدیون او و شاگردانش هستند. او ثابت کرد که می‌شود از شیراز برخاست، قله‌های علم جهانی را فتح کرد، و همچنان به ریشه‌ها وفادار ماند. خط خدادوست، فقط یک نشانهٔ بالینی نیست؛ نمادی است از انسانی که مرزها را پشت سر گذاشت، اما هرگز فراموش نکرد که از کجا آمده است.